حسن قلی زاده:بی تردید مجموعه «شهرزاد» یکی از برجسته ترین آثار سال های اخیر است. شاید بعد از «دایی جان ناپلئون» یکی از مجموعه هایی است که توانسته تماشاگران گریزان از مجموعه های کسالت بار را وادار به تماشا کند و بی شک این موفقیت دلایل آشکار و نهان دارد.
اما این توفیقی نسبی است و می توان با مقایسه به نقاط ضعفی پرداخت که مانع از رسیدن آن به قله اثری چون «پدرخوانده» می شود. کاری نداریم که آن سینمایی است و این سریال. تشابه داستانی دلیل عمده این قیاس است و بر هیچ کس پوشیده نیست و سازندگان «شهرزاد» هم نباید منکر آن باشند.
چیدمان شخصیتی، چند لایه گی داستان، تکیه بر دوره تاریخی معین و از همه مهمتر استفاده از الگوی تبهکاران دوست داشتنی شاخصه هر دو اثر هستند. خشونت عریان و کنشهای متقابل شخصیت ها در هر دو به شکل کامل نمایش داده می شوند. تصاحب قدرت و کشاکش بین گروه هایی که با تکیه بر ثروت حاصل از فعالیت های تبهکارانه با ظاهر مشروع می توانند در همه زمینه های فرهنگی، تجاری و سیاسی دخالت کنند پسزمینه هر دو فیلم است.
در هر دو خانواده و رییس آن تقابلی با حکومت و پلیس ندارند. تبهکار دوست داشتنی که در ادامه موج نو در سینمای فرانسه ظاهر شد و در فیلم های ملویل تجلی پیدا کرد تبدیل به الگویی شد که به سینمای جهان و از جمله ایران رسوخ کرد. «رضا موتوری»، «قیصر»، «گوزنها»، «کندو» و «فرار از تله» رد و نشانی از این نوع سینما دارند. اگر این تبهکاران در سینمای ما تعلق به طبقات پایین دارند در الگوی غربی در خانه های اشرافی زندگی می کنند. لباس های مرتب و ماشین های مدل بالا دارند و کارگزاران آنها وکلا و روسای بانکها هستند. با فرزندان و فامیل مهربانند اما به سادگی دستور قتل رقبا را می دهند. لذت زندگی خود را در نابودی دیگران می بینند. شیفته موسیقی هستند اما تحمل شنیدن صدای گلوله ای که سینه رقیب را می شکافد ندارند. خیر و شر متضاد کنشی و واکنشی الگوی کلاسیک در این نوع به اشتراک در یک شخصیت نهان شده اند. دون کورلیونه و دیوان سالار تجلی گر این اشتراک در دو اثرند.
اگر «پدرخوانده» به تصویری از مناسبات سیاسی و اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم می رسد، «شهرزاد» با بستر قرار دادن حوادث پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تلاش می کند روابط اجتماعی سیاسی آن دوره را بررسی کند، اما به دلیل ملاحظات یا دلایل دیگر ماجرای عاشقانه را پررنگ می کند و به جای تحلیل کنشی تاریخ گرفتار تحلیل واکنشی آن می شود. به جای جامعه شخصیت ها پیشران تاریخ می شوند و تفاوت آن با «پدرخوانده» از همین جا آغاز می شود. «پدرخوانده» سالهاست در میان چند فیلم برتر تاریخ سینما قرار می گیرد. این درجه بالای موفقیت دلایلی دارد که فقدان آن در «شهرزاد» مانع چنین توفیقی می شود. اگر «پدرخوانده» را شبیه یک سمفونی حماسی پرشکوه بدانیم که به وسیله رهبر ارکستری توانا با همکاری گروهی از بهترین نوازندگان اجرا و نتیجه چنان مسحورکننده شده که در هر بار دیدن هر قسمت لایه هایی نو کشف می شود. «شهرزاد» به رغم جاذبه داستانی، مهارت کارگردانی و پذیرش از طرف انبوه تماشاگران به این سطح از توازن و تأثیر نمی رسد. به جای رسیدن به شکوهی سمفونی وار در حد اجرای تک نفره محسن چاووشی [با همه علاقه ای که به آثارش دارم] باقی می ماند. «شهرزاد» رهبر ارکستری قوی و نویسنده ای توانا دارد، اما نوازندگان ناهمگون و گاه ناتوان اجرای قطعه را دچار خدشه می کند. قطعاً مسوول این نارسایی رهبر ارکستر یا کارگردان است.
مجموعه «شهرزاد» با وجود استفاده از بناهایی با معماری زیبا، لباس های فاخر، اشیا صحنه خوش تراش و بازیگرانی ممتاز در بخش های مهم و تأثیرگذار با انتخاب نامتناسب برای ارتقا خود مانع تراشیده است که فیلمبرداری مهمترین آن است. فیلمبرداری قابل انتقاد هر دو فصل جای بحث بسیار دارد. هیچکس نمی تواند نقش بی بدیل مدیران فیلمبرداری در جریان تولید سینمایی و تلویزیونی را انکار کند. نتیجه آسان پنداری این امر خطیر آن می شود که در «شهرزاد» می بینیم. و غفلتی است که آقای فتحی به عنوان کارگردانی خبره و آگاه باید پاسخ دهند. با پایان فصل اول و شروع ناامید کننده فصل دوم و در مقایسه با دیگر بخشها می توان بدون درنگ اعلام کرد بزرگترین نقطه ضعف «شهرزاد» فیلمبرداری آن است.
من برای اثبات این ادعا ناچارم از تجربه سالها کار به عنوان مدیریت فیلمبرداری در سینمای ایران استفاده کنم و با تعریفی از شاخصه های اصلی آن ضعفها را مستدل کنم. اگر فیلمبرداری را خلق حجم از طریق نور بدانیم، اگر فیلمبرداری را نمایش زمان در مجازی به نام سینما بدانیم، اگر فیلمبرداری را مهندسی ساختار بصری فیلم بدانیم، و اگر فیلمبرداری را تجلی گاه همه هنرها بدانیم که با فوران آتشفشانی از رنگ و نور بر پرده تماشاگر را مسحور جادوی سینما می کند، به اهمیت آن در تولید هر نوع اثر سینمایی پی می بریم، و با توجه به این شاخصه ها و نقش خلاق مدیران فیلمبرداری می توانیم هنر بودن آن را رسمیت بخشیم و با کرنش صندلی مدیر فیلمبرداری را کنار کارگردان بگذاریم، و نام او را در میان سه یا چهار عنوان اول در تیترها بنویسیم. ضمن در نظر گرفتن این وجه هنری باید وظیفه بنیادین فیلمبرداری را دیدنی کردن تصویر بدانیم. یعنی فیلمبردار با استفاده از دوربین، وسایل نورپردازی و کاربرد توام فیزیک عدسی و دانش و مهارت به خلق چیزی می پردازد که تصویر می گوییم. اگر این تصویر با عناصر زیبایی شناختی پیوند یابد جلوه گاه مهارت بازیگران و دیگر دست اندرکاران هم می شود. تمام روشهای کلاسیک و مدرن نورپردازی برای رسیدن به این هدف ابداع و تکمیل شده اند.
اینها گفته شد که فقدان آن در «شهرزاد» را بررسی کنیم. در فصل اول «شهرزاد» [پلن] یا طرح و ایده برای شکل دادن به ساختمان بصری اثر وجود ندارد. فیلمبرداری با دیگر وجوه هماهنگ نیست. تداوم تصمیم وجود ندارد و در نتیجه نورها بدون هدف به صحنه ریخته اند. به ظرفیتهای منابع نور طبیعی توجه نشده و از نور مصنوع هم با تقسیم متوازن ارزشهای نور بهره گرفته نشده است. در نتیجه استفاده بی رویه از نور پر شدت با سایه روشن شدید و عدم استفاده از نور مکمل یا نرم کننده تلاش بازیگران را خنثی کرده و آسیب بر کلیت کار زده است. رابطه بین فیلمبرداری و دیگر اجزا تبدیل به پیوند فزاینده نمی شود. آنچه در صحنه رخ می دهد با آنچه باید دیده شود تناسب ندارد. در نتیجه نور از نما به نما تغییر می کند. در قطع نما به نمای دیگر [مود] یا حس و حال نور عوض می شود. و این چیزی است که تقریباً بر فصل اول حاکم است. شاید اینها مبتدیات فیلمبرداری و طرح آن مضحک باشد اما نقطه پرتابی است برای رسیدن به کمال. استفاده از منابع نور طبیعی و نور مصنوعی مانند لامپها، حبابها، آباژور، فانوس و شمع الهام بخش و راهگشای فیلمبرداری هستند.
آنها زاویه نور و درجه حرارت رنگی [کلوین] خود را تحمیل می کنند و رعایت آن بی شک به زیبایی تصویر و ایجاد فضای فیلم کمک می کند. فیلمبردار آگاه قبل از هر تصمیمی سعی در کشف فضای دیکته شده داستان می کند و بعد با استفاده از منابع گفته شده و طراحی صحنه و اشیا شروع به خلق آن می کند. بناها و خیابان ها و لباس های قدیمی همیشه برای مدیران فیلمبرداری وسوسه انگیز و اغواگر است. داستان «شهرزاد» در سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رخ می دهد. دوره ای که چند دهه از ظهور برق در ایران گذشته، لوازم روشنایی هنوز ابتدایی هستند و نورهای حاصل محدود. اگر این محدودیت مطالعه و در فیلمبرداری «شهرزاد» رعایت می شد دیگر استفاده از نورهای پر شدت که به شکل افراطی در جای جای «شهرزاد» رایج است ضرورت نمی یافت. در برنامه ۲۶ شیرین از راهرو عبور می کند و وارد اتاق دیوان سالار می شود. در فضای سنگین پس زمینه تقریباً تاریک است. نور تابیده به چهره دیوان سالار از یک طرف شدید است و بخش دیگر در تاریکی مطلق. شیرین هم همین طور، با شروع ساز نوازی شیرین حس و حال نور تغییر می کند.
در نمای دو نفره تغییر نور چنان شدید است که تمام سخنان دیوان سالار در تاریکی گفته می شود و تلاش بازیگر نابود می شود و ایجاد احساس انزجار در ناخودآگاه تماشاگر کمترین نتیجه آن است و نشان از عدم کنترل فیلمبردار دارد و فراموشی اصل مهم دیده شدن را. در این نوع فیلمبرداری معماری در تاریکی فرو می رود و اشیا صحنه فراموش می شوند. در فیلمبرداری موزون و زیبا تمام این ریز نکته ها در نظر گرفته می شود. استفاده از نور مکمل یا نرم کننده [فیل لایت] اختلاف شدید نور و تاریکی را کاهش می دهد.
استفاده از نور زمینه یا [آمبیانس] جزییات صحنه و بنا را مرئی می کند. استفاده از ضد نور یا نور مقابل دوربین باعث برجسته شدن اشیا و اشخاص و ایجاد عمق میدان می شود. با مدرن ترین تفکر هم نمی توانیم از این اصول بدیهی و ابتدایی فرار کنیم. چون با گریز از آن در چاله ای می افتیم که مرگ تصویر و زیبایی را در پی دارد و هر دو فصل «شهرزاد» گرفتار آن است. اما عکس آن هم در همین مجموعه رخ داده است.
در برنامه ۲۷ فصل اول پس از دعوای قباد، شهرزاد و فرهاد در حیاط تنها می مانند. پسزمینه با نوری نرم روشن است. نمای آجری ساختمان با جزییات مشخص است. گلها و حوض به زیبایی دیده می شوند. نور تابیده از پنجره ها در تعادل با بقیه است. نور چهره بازیگران با زاویه درست و به اندازه است. ضد نور ریخته بر صحنه همه چیز را عمق بخشیده و نتیجه صحنه ای شده کامل و بی نقص و خوش نواخت که همه چیز در پیوند با هم به توازن می رسند که در این سریال بی سابقه است که با خواندن شعر و خلق رمانسی دلنواز بالاترین جلوه کارگردانی و بازیگری را به رخ می کشد و شاید در زمره بهترینها تا سالها بماند. کمال این صحنه مبین بحث قبلی من است.
اگر کل «شهرزاد» چنین بلوغی داشت، من چیزی جز تحسین نمی نوشتم. فصل اول با وجود مشکلات فراوان به دلیل صحنه های قابل قبول چون خیابان های شهرک غزالی، داخل ماشین ها و رابطه منطقی با پرده سبز و تصویر پسزمینه، کادربندی و انتخاب مناسب عدسی و به ویژه تلاش آشکار فیلمبردار برای ارتقا با اغماض نمره قبولی می گیرد و شاید به همین دلیل نام او در میان چهار عنوان اول می آید. اما شروع ناامیدکننده فصل دوم و ادامه آن تا برنامه نهم نشان از نزول و حتی نرسیدن به حداقل فصل اول را دارد. کادربندی نادرست حرکت های ناموزون، عدسی های غلط و اعوجاج گه گاه چهره ها، ناهنجاری نور و بی رمقی تصاویر در اندازه ای از به هم ریختگی است که بحث در مورد آن عبور از مبتدیات و ورود به بدیهیات است.
«شهرزاد» فصل اول با ویژگی چهره ترانه علیدوستی، لباسهای برازنده و چهره پردازی مناسب همراه با شخصیت پردازی پر جلوه آقای فتحی گاه چون نگاره ای اسطوره ای با گذر از زمان تبدیل به سنگواره ای پر رمز و راز می شد که می توانست سالها در خاطر ما بماند و ما را به عشق و امید بخواند. اما در فصل دوم از این «شهرزاد» خبری نیست. فیلمبردار خام دست با انتخاب عدسی و نور غلط و نزدیک شدن افراطی به صورت هم گریم را به رخ می کشد و هم زشتی تصویر را. نماهای ماسیده و آشفتگی قالب بر بسیاری از نماها صحنه های پذیرفتنی فصل اول را تحت الشعاع قرار داده و این سوال را ایجاد می کند که چرا کارگردان چیره دست ما تن به این تخفیف و سردرگمی داده است. ریشه این حقیر پنداری کجاست. آیا مثل تیمهای فوتبال که خوابیدن در غرور پیروزی های پی در پی موجب شکست بعدی آنها می شود در «شهرزاد» هم پیش آمده و موفقیت فصل اول «شهرزاد» کیفیت فصل دوم را دچار مخاطره کرده و به نازلترین سطح ممکن رسانده و بیخود نیست که نام فیلمبردار با سقوطی سوال انگیز از رتبه چهارم فصل اول به یازدهم رسیده و نام صداگذار، برنامه ریز و… بر او مقدم شده. مسوولیت تخفیف و نادیده انگاشتن این تخصص مهم و تأثیرگذار کیست. چه کسی مسوول حقوق معنوی میلیونها نفری است که میلیاردها به صندوق این سریال ریخته اند و کمترین حق و حرمت آنها تماشای اثری استاندارد است که با خودبینی از آنها سلب شده است.
برای پایان سخن من نامه نگاری خانم علیدوستی به رییس جمهور را تایید می کنم و پیشنهاد می کنم بابت جفایی که در بخشهایی از فصل دوم به دلیل نارسایی فیلمبرداری به ایشان شده یادداشتی هم به کارگردان بنویسند.
* مدیر فیلمبرداری و کارگردان سینمای ایران
برچسبها: شهاب حسینی, شهرزاد, فصل دوم, نقد شهاب حسینی - گزارشی دیگر از نشست خبری نمایش "اعتراف"...
ما را در سایت شهاب حسینی - گزارشی دیگر از نشست خبری نمایش "اعتراف" دنبال میکنید
برچسب: «شهرزاد»,پدرخوانده,
نویسنده:
بازدید: 46
تاريخ: دوشنبه
6 آذر
1396 ساعت: 20:39